دوشنبه 20 خرداد ماه سال 1387

با دو دست خالی از عشق

 

دیگه هیچ جا جای من نیست

 

انگاری هیچ چیزی مرحم واسه ی زخم های تن نیست

 

من فراموش و شدم و توهنوزم تو نفسهامی

 

رفتی بی من ولی انگار هر جا می رم تو باهامی

 

رفتی گفتی خاطراتت  جای من واست می مونه

 

کاشکی بودی و می دیدی دلم از دوریت می خونه

 

کاش اینقدر دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه

 

کاش دلت سنگی نبودو دل من مثل یه شیشه

 

کاش فقط یه روز دیگه بی تو من دوام بیارم

 

تا بتونم بازم عشقم تو رو رو  چشام بزارم

 

 

خیانت تنها این نیست که روزت را با دیگری بگذرانی
خیانت می تواند دروغ دوست داشتن باشد

شکوفه های صورتی هدیه مهربونیات



دار و ندارم یه دله اونم فدای خنده هات
یکشنبه 19 خرداد ماه سال 1387

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .
یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره.
یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .
یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره.
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم.

 فراموشی